محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 39

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

و در گيرودار حملهء مغول عده‌اى از مشايخ بزرگ ؛ حاضر به ترك مكان و يا مراكز تعليمى خود نشدند ، مانند شيخ نجم الدين كبرا و شيخ فريد الدين عطار و نظاير آنان به قتل رسيدند و يا در همان اوان درگذشتند ، ولى برخى ديگر توانستند خود را از معركه نجات دهند و به پناهگاههاى فرهنگى جديد مانند آسياى صغير و شام و فارس و كرمان و بلاد سند و هند و نظاير اين نواحى برسانند و بساط ارشاد در ناحيتهاى جديد بگسترانند ، همين امر و همچنين باز ماندن دسته‌هايى از مشايخ و عارفان در شهرهاى و ناحيت‌هايى كه از قتل عام رسته بودند وسيلهء خوبى براى حفظ سنت‌هاى خانقاهى و نگاهبانى مبانى تصوف و ترويج آن در ميان آيندگان بوده است . تصوف علمى : تصوف در قرن هفتم و هشتم تنها بروش « وجد و حال » بسنده نكرد و به طريق علمى و شيوهء تعليل و توجيه هم متمايل گرديد ، اين كار را پيش از قرن هفتم گاه نزد صوفيان بزرگ مىبينيم ؛ خاصه در آثار عين القضاة ، وى در كتابهاى خود با تعليل‌ها و توجيهات عقلانى ؛ عرفان و فلسفه را به هم نزديك ساخته و در حقيقت بنيان شيوهء علمى را در ميان صوفيان نهاده بود . در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم اين عمل عموميت بيشتر يافت ، در آن اوان شيخ نجم الدين كبرا مشغول تربيت عده‌يى از بهترين مشايخ صوفيه بوده است و قسمتى از مبادى تصوف و آداب صوفيان را مورد بحث و توضيح و تدوين قرار داده است ، از پيروان مكتب او شيخ نجم الدين رازى - معروف به دايه - است كه از تربيت‌شدگان مجد الدين بغدادى شاگرد نجم الدين كبرا بود ، نجم الدين دايه در كتاب مشهور خود « مرصاد العباد » از ابتدا و انتهاى آفرينش ، و از به دو سلوك و نهايت سير و مقصد و مقصود عاشق و معشوق خبر داد ، همزمان با او سعد الدين حموى و شهاب الدين عمر بن محمد سهروردى - صاحب كتاب عوارف المعارف - كتابهاى خود را بوجود آوردند .